اطلاعیه مهم: با سلام کاربر گرامی... اگر با یوزر و پسورد هنگام ورود به تاپیک یا صفحاتی که با ادرس tk. شروع می شود، با خطا رو به رو شدین... در نوار ادرس مرورگرتون کلمه tk. را حذف کنید و به جاش com. بزارید و اینتر بزنید و مجدد برای ورود اقدام کنید... با تشکر مدیر کل انجمن
منظومه عقاب وکلاغ
برترین مطلب این هفته ی سایت

بزودی

بزودی

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: منظومه عقاب وکلاغ

  1. neatit آواتار ها
    neatit
    مدیر بازنشسته
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    مدیر بازنشسته
    Jan 2014
    188
    7,447
    57
    7,447 امتیاز ، سطح 57
    49% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 103
    0% فعالیت
    سه دوستبرچسب زن کلاس اول5000 امتیازکار آزموده
    دانلود
    486
    تشکر شده 743 بار در 183 ارسال
    Mehraboon

    منظومه عقاب وکلاغ

    گشت غمناك دل و جان عقاب
    چو ازو دور شد ايام شباب
    ديد كش دور به انجام رسيد
    آفتابش به لب بام رسيد
    بايد از هستي دل بر گيرد
    ره سوي كشور ديگر گيرد
    خواست تا چاره ي نا چار كند
    دارويي جويد و در كار كند
    صبحگاهي ز پي چاره ي كار
    گشت برباد سبك سير سوار
    گله كاهنگ چرا داشت به دشت
    ناگه ا ز وحشت پر ولوله گشت
    وان شبان ، بيم زده ، دل نگران
    شد پي بره ي نوزاد دوان
    كبك ، در دامن خار ي آويخت
    مار پيچيد و به سوراخ گريخت
    آهو استاد و نگه كرد و رميد
    دشت را خط غباري بكشيد
    ليك صياد سر ديگر داشت
    صيد را فارغ و آزاد گذاشت
    چاره ي مرگ ، نه كاريست حقير
    زنده را فارغ و آزاد گذاشت
    صيد هر روزه به چنگ آمد زود
    مگر آن روز كه صياد نبود
    آشيان داشت بر آن دامن دشت
    زاغكي زشت و بد اندام و پلشت
    سنگ ها ا زكف طفان خورده
    جان ز صد گونه بلا در برده
    سا له ها زيسته افزون ز شمار
    شكم آكنده ز گند و مردار
    بر سر شاخ و را ديد عقاب
    ز آسمان سوي زمين شد به شتاب
    گفت كه : ‹‹ اي ديده ز ما بس بيداد
    با تو امروز مرا كار افتاد
    مشكلي دارم اگر بگشايي
    بكنم آن چه تو مي فرمايي ››
    گفت : ‹‹ ما بنده ي در گاه توييم
    تا كه هستيم هوا خواه تو ييم
    بنده آماده بود ، فرمان چيست ؟
    جان به راه تو سپارم ، جان چيست ؟
    دل ، چو در خدمت توشاد كنم
    ننگم آيد كه ز جان ياد كنم ››
    اين همه گفت ولي با دل خويش
    گفت و گويي دگر آورد به پيش
    كاين ستمكار قوي پنجه ، كنون
    از نياز است چنين زار و زبون
    ليك نا گه چو غضبناك شود
    زو حساب من و جان پاك شود
    دوستي را چو نباشد بنياد
    حزم را بايد از دست نداد
    در دل خويش چو اين راي گزيد
    پر زد و دور ترك جاي گزيد
    زار و افسرده چنين گفت عقاب
    كه :‹‹ مرا عمر ، حبابي است بر آب
    راست است اين كه مرا تيز پر است
    ليك پرواز زمان تيز تر است
    من گذشتم به شتاب از در و دشت
    به شتاب ايام از من بگذشت
    گر چه ا زعمر ،‌دل سيري نيست
    مرگ مي آيد و تدبيري نيست
    من و اين شه پر و اين شوكت و جاه
    عمرم از چيست بدين حد كوتاه؟
    تو بدين قامت و بال ناساز
    به چه فن يافته اي عمر دراز ؟
    پدرم نيز به تو دست نيافت
    تا به منزلگه جاويد شتافت
    ليك هنگام دم باز پسين
    چون تو بر شاخ شدي جايگزين
    از سر حسرت بامن فرمود
    كاين همان زاغ پليد است كه بود
    عمر من نيز به يغما رفته است
    يك گل از صد گل تو نشكفته است
    چيست سرمايه ي اين عمر دراز ؟
    رازي اين جاست،تو بگشا اين راز››
    زاغ گفت : ‹‹ ار تو در اين تدبيري
    عهد كن تا سخنم بپذيري
    عمرتان گر كه پذيرد كم و كاست
    رگري را چه گنه ؟ كاين ز شماست
    ز آسمان هيچ نياييد فرود
    آخر ا زاين همه پرواز چه سود ؟
    پدر من كه پس ا زسيصد و اند
    كان اندرز بد و دانش و پند
    بارها گفت كه برچرخ اثير
    بادها راست فراوان تاثير
    بادها كز زبر خاك و زند
    تن و جان را نر سانند گزند
    هر چه ا ز خاك ، شوي بالاتر
    باد را بيش گزند ست و ضرر
    تا بدانجا كه بر اوج افلاك
    آيت مرگ بود ، پيك هلاك
    ما از آن ، سال بسي يافته ايم
    كز بلندي ،‌رخ برتافته ايم
    زاغ را ميل كند دل به نشيب
    عمر بسيارش ار گشته نصيب
    ديگر اين خاصيت مردار است
    عمر مردار خوران بسيار است
    گند و مردار بهين درمان ست
    چاره ي رنج تو زان آسان ست
    خيز و زين بيش ،‌ره چرخ مپوي
    طعمه ي خويش بر افلاك مجوي
    ناودان ، جايگهي سخت نكوست
    به از آن كنج حياط و لب جوست
    من كه صد نكته ي نيكو دانم
    راه هر بر زن و هر كو دانم
    خانه ، اندر پس باغي دارم
    وندر آن گوشه سراغي دارم
    خوان گسترده الواني هست
    خوردني هاي فراواني هست ››
    آن چه ز آن زاغ چنين داد سراغ
    گندزاري بود اندر پس باغ
    بوي بد ، رفته ا زآن ، تا ره دور
    معدن پشه ، مقام زنبور
    نفرتش گشته بلاي دل و جان
    سوزش و كوري دو ديده از آن
    آن دو همراه رسيدند از راه
    زاغ بر سفره ي خود كرد نگاه
    گفت : ‹‹ خواني كه چنين الوان ست
    لايق محضر اين مهمان ست
    مي كنم شكر كه درويش نيم
    خجل از ما حضر خويش نيم ››
    گفت و بشنود و بخورد از آن گند
    تا بياموزد از او مهمان پند
    عمر در اوج فلك بر ده به سر
    دم زده در نفس باد سحر
    ابر راديده به زير پر خويش
    حيوان راهمه فرمانبر خويش
    بارها آمده شادان ز سفر
    به رهش بسته فلك طاق ظفر
    سينه ي كبك و تذرو و تيهو
    تازه و گرم شده طعمه ي او
    اينك افتاده بر اين لاشه و گند
    بايد از زاغ بياموزد پند
    بوي گندش دل و جان تافته بود
    حال بيماري دق يافته بود
    دلش از نفرت و بيزاري ، ريش
    گيج شد ، بست دمي ديده ي خويش
    يادش آمد كه بر آن اوج سپهر
    هست پيروزي و زيبايي و مهر
    فر و آزادي و فتح و ظفرست
    نفس خرم باد سحرست
    ديده بگشود به هر سو نگريست
    ديد گردش اثري زين ها نيست
    آن چه بود از همه سو خواري بود
    وحشت و نفرت و بيزاري بود
    بال بر هم زد و بر جست ا ز جا
    گفت : كه ‹‹ اي يار ببخشاي مرا
    سال ها باش و بدين عيش بناز
    تو و مردار تو و عمر دراز
    من نيم در خور اين مهماني
    گند و مردار تو را ارزاني
    گر در اوج فلكم بايد مرد
    عمر در گند به سر نتوان برد ››
    شهپر شاه هوا ، اوج گرفت
    زاغ را ديده بر او مانده شگفت
    سوي بالا شد و بالاتر شد
    راست با مهر فلك ، همسر شد
    لحظه يي چند بر اين لوح كبود
    نقطهيي بود و سپس هيچ نبود
    5 کاربر مقابل از neatit عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ali the great,mahdie,mh2012,MR-엠
    #1 ارسال شده در تاريخ 01-19-2014 در ساعت 02:00 AM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0