اطلاعیه مهم: با سلام کاربر گرامی... اگر با یوزر و پسورد هنگام ورود به تاپیک یا صفحاتی که با ادرس tk. شروع می شود، با خطا رو به رو شدین... در نوار ادرس مرورگرتون کلمه tk. را حذف کنید و به جاش com. بزارید و اینتر بزنید و مجدد برای ورود اقدام کنید... با تشکر مدیر کل انجمن
طنزهای ادبی
برترین مطلب این هفته ی سایت

بزودی

بزودی

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: طنزهای ادبی

  1. Irsa آواتار ها
    Irsa
    کاربر انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    کاربر انجمن
    Jan 2014
    گیلان
    99
    2,407
    29
    2,407 امتیاز ، سطح 29
    72% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 43
    34.0% فعالیت
    سه دوست1000 امتیاز3 ماه ثبت نام شدهبرچسب زن کلاس اول
    18
    تشکر شده 310 بار در 101 ارسال
    Ashegh

    طنزهای ادبی

    گویند روزی سلطان محمود غزنوی برای گردش به باغی که خارج از شهر داشت رفت . در آنجا گفت : از شعرا چه کسی همراه ماست ؟ عده ای را نام بردند . آنان را احضار کرده گفت : می خواهم از پله های عمارت که در وسط باغ است بالا روم و میل دارم شاعری برای من شعری بسراید به نحوی که وقتی در پله اول پای می گذارم مصرعی بگوید که هجو و زننده باشد و مستوجب قتل و چون در پله دوم پای نهادم مصرع دیگری بگوید که مصرع اول را به مدح تبدیل کند و اگر در این کار عاجز بماند حکم به قتل وی خواهم داد.

    هیچ یک از شعرا جرات این کار را نکردند مگر اسدی طوسی که قدم پیش نهاد و قبول کرد .

    تا بالای عمارت هجده پله بود .


    خواهم اندر تو کنم ای بت پاکیزه خصال نظر از منظر خوی شب و روز و مه و سال


    خفته باشی تو و من می زده باشم همه شب بوسه ها بر کف پای تو ولیکن به خیال

    عاشقانت همه کردند چرا من نکنم بر سرکوچه تماشای قد و قامت و خال

    مادرت کان کرم بود بداد از پس و پیش به فقیران لب نان و به گدایان زر و مال

    رفت تا انته القصه که نتوان بکشید تیر مژگان که زدی بر دل ریشم فی الحال

    وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست کاکل مشک فشان از اثر باد شمال

    از تو درآرم و با دامن خود پاک کنم چکمه از پای تو ای سرو خرامان اقبال

    یاد داری که تو را تا به سحر می کردم صد دعا از دل مجروح پریشان احوال
    از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ،
    رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،
    رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….
    3 کاربر مقابل از Irsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. mahdie,Mary,MR-엠
    #1 ارسال شده در تاريخ 01-25-2014 در ساعت 06:56 PM

  2. Irsa آواتار ها
    Irsa
    کاربر انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    کاربر انجمن
    Jan 2014
    گیلان
    99
    2,407
    29
    2,407 امتیاز ، سطح 29
    72% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 43
    34.0% فعالیت
    سه دوست1000 امتیاز3 ماه ثبت نام شدهبرچسب زن کلاس اول
    18
    تشکر شده 310 بار در 101 ارسال
    Ashegh
    از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟

    گفت:حرام است.
    از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟

    گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
    از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟
    گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.
    از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟
    گفت:همپای love است
    از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟
    گفت : محبت الهیات است .
    از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟
    گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد
    از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟
    گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.
    از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.
    از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.
    از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
    از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.
    از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و
    مضارع ندارد
    از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد
    میشود.
    از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟
    گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر
    میگذارد
    از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه
    از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ،
    رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،
    رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….
    2 کاربر مقابل از Irsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. mahdie,MR-엠
    #2 ارسال شده در تاريخ 01-25-2014 در ساعت 06:57 PM

  3. Irsa آواتار ها
    Irsa
    کاربر انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    کاربر انجمن
    Jan 2014
    گیلان
    99
    2,407
    29
    2,407 امتیاز ، سطح 29
    72% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 43
    34.0% فعالیت
    سه دوست1000 امتیاز3 ماه ثبت نام شدهبرچسب زن کلاس اول
    18
    تشکر شده 310 بار در 101 ارسال
    Ashegh
    الهي

    با خاطري خسته دل به كرم تو بسته
    نشسته ام دست از اساتيد شسته و در انتظار نمرات پاس شوند كريمي پاس نشوند حكيمي نيفتم شاكرم بيفتم صابرم الهي !شهريه ها بالاست كه ميداني و جيبم خالي ست كه ميبيني نه پاي گريز از امتحان دارم و نه زبان ستيز با استاد الهي! دانشجويي را چه شايد و از او چه بايد!!!
    از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ،
    رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،
    رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….
    2 کاربر مقابل از Irsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. mahdie,MR-엠
    #3 ارسال شده در تاريخ 01-25-2014 در ساعت 06:59 PM

  4. Irsa آواتار ها
    Irsa
    کاربر انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    کاربر انجمن
    Jan 2014
    گیلان
    99
    2,407
    29
    2,407 امتیاز ، سطح 29
    72% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 43
    34.0% فعالیت
    سه دوست1000 امتیاز3 ماه ثبت نام شدهبرچسب زن کلاس اول
    18
    تشکر شده 310 بار در 101 ارسال
    Ashegh


    ای جماعت!چطوره حالاتتون؟

    قربون اون فهم و کمالاتتون
    گردنتون پیش کسی خم نشه
    ازسربنده،سایه تون کم نشه
    رازونیازو بندگی تون درست
    حساب کتاب زندگی تون درست
    باز،یه هوا دلم گرفته امروز
    جون شما،دلم گرفته امروز
    راست وحسینی ش،نمی دونم چرا
    بینی و بینی ش، نمی دونم چرا
    فرقی نداره دیگه شهرو روستا
    حال نمی دن مثل قدیما ،دوستا
    شاپرک ها به نیش مجهز شدن
    غریب گز ها هم آشنا گز شدن
    لی لی و گرگم به هوا،دریغا
    قایم باشگ تو گوچه ها دریغا
    رمق نمونده تابریم صبح زود
    پیاده تا امام زاده داوود
    بی حرمتی با معرفت در افتاد
    یه باره نسل لوطی هاور افتاد
    توی تنور خ.نه ها کلوچه
    بوی پیاز داغ توی کوچه
    چطور شد؟تموم شد،کجارفت؟
    مثل پرنده پرزد و هوا رفت
    بازم همون دوره ی بی سواتی
    قربو ن اون حرفای عشق لاتی
    قربون اون((مخلصم و فداتم))
    قربون اون((من خاک زیر پاتم))
    قربون اون حافظ روی تاقچه
    قربون حسن یوسف تو باغچه
    قربون مردمی که مردم بودن
    اهل صفا،اهل تبسم بودن
    قربون دوره ای که خوش بینی بود
    تار سبیل ها چک تضمینی بود
    مردای ناب و اهل دل نداره
    شهری که بوی کاهگل نداره
    بوی خوش کباب و نون سنگک
    عطر اقاقیا و یاس وپیچک
    بوی گلاب و بوی دود اسفند
    چمع قشنگ اشک شوق و لبخند
    بوی خیار تازه،توب ایوون
    توی سفره ای پر پنیر وریحون
    بوی سلام گرم مرد خونه
    تو ح.ض خونه رقص هندوونه
    قدم زدن تومرز خواب ورویا
    خدا،خدا،خدا،خدا،خدایا!
    ای جماعت چطوره احوالتون؟
    چی مونده از صفای پارسالتون؟
    چونه هاتون چرا خوش آب و رنگ نیست
    چی شده؟خنده تون چرا قشنگ نیست؟
    حرفای گریه دار نمی پسندین؟
    می خواین یه جوک بگم کمی بخندین؟
    گذشت دوره ای گه ما یکی بود
    خدا و عشق آدما یکی بود
    نامه مجنون به حضور لیلی
    می رسه اینترنتی و ایمیلی!
    شیرین می ره می شینه پیش فرهاد
    روی چمن تو پارک بهجت آباد
    تو کوچه،غوغا می کنند و دعوا
    چهار تایوسف سر یک زلیخا!
    نگاه عاشقانه بی فروغه
    اگر می گن: ((عاشقتم))،دروغه
    تو کوچه های غربی صناعت
    عشقو گرفتن از شما جماعت
    تو قلب هیشکی عشق بی ریا نیست
    حجبو حیا تو چشم آدما نیست
    کشته دلبرند وارتباطش
    فقط برای برخی از نکاتش!
    پرنده پر،کلاغه پر،صفاپر
    صداقت از وجود آدما پر
    زدم تو خالتون دوباره آخ جان!
    حسابی حالتون گرفته شد،هان؟!
    شهر بدون مرد، شهر درده
    قربون شکل ماهه هرچی مرده
    قربون اون مردای دل شکسته
    قربون اون دستای پینه بسته
    مردای ده،مردای کاه و گندم
    مردای ده مردای خان هشتم
    مردای پشت کوه،مثل خورشید
    تو دلشون هزارتا جام جمشید
    مردای سوخته زیر هرم آفتاب
    مردای ناب و کم نظیر و کمیاب
    کیسه چپق ها به پر شالشون
    لشکر بچه ها به دنبالشون
    دبیل وکلنگشون همیشه براق
    قلیونشون به راه،دماغشون چاغ
    صبح سحر پا می شن از رختخواب
    یکسره رو پان تا غروب آفتاب
    چارتای رستمن به قدو قامت
    هیکلشون توپ،تنشون سلامت
    کلامشون دعا، دعاشون روا
    سلام ونون وعشقشون بی ریا
    مردای نازدار،مرد شهرن
    با خودشون هم این قبیله قهرن
    مردای اخم وطعنه بی دلیل
    مردای سر شکسته زن ذلیل
    مردای دکترای حل جدول
    مردای نق نقوی لوس تنبل
    لعنت ونفرین می کنن به جاده
    اگر برن چارتا قدم پیاده
    مردای خواب،توساعت اداری
    تازه دوساعتم اضافه کاری
    توی رگاشون می کشه تنوره
    نری گلیسیرید وقند واوره
    انگار آتیش گرفته ترمه هاشون
    همیشه تو همه سگرمه هاشون
    به زیر دست، ترشی و عبوسی
    به منشی اداره چاپلوسی
    برای جستن از مظان شگ ها
    دایرهالمعارف کلک ها
    بچه به دنیا می آرن با نذور
    اغلبشون یه دونه اونم به زور
    مشتی حسن حال شما چطوره؟
    حالت امسال شما چطوره؟
    مشتی حسن کافر ودهری شدی؟
    اومدی از دهات و شهری شدی
    این چیه پاته،آخه گیوه ها ت کوش؟
    کی گفته دمپایی صندل بپوش؟
    ای شده از قاطر خود منصرف
    نمره پیکان تو تهران الف
    شد بدل از باغ و زمین سرکشی
    شغل شریفت به مسافرکشی
    گله رو که((هی))می زدی یادته؟
    کوه وکمر نی می زدی، یادته؟
    یادته که اون سال با مشتی شعبون
    ماه صفر،راهی شدین خراسون
    یادته دستاتو حنا می ذاشتی؟
    شب که می شد، درها رو وا می ذاشتی؟
    تو دهتون،سرقت ودزدی نبود
    کار واسه همسایه ها مزدی نبود
    مشدی حسن چای و سماورت کو؟
    سینی باقالی وگلپرت کو؟
    ای به فدای ریخت و شکل وتیپت
    بوی چپق نمی ده عطر پیپت
    مشدی حسن،قربون میز وفایلت
    قربون زنگ گوشی موبایلت
    اون که دهاتی ونجیبه، مشدی
    میون شهریا غریبه مشدی
    چه قدر خوبه تو چله زمستون
    سنبل طیبو کاسنی و سه پستون
    کنج اتاق،یه جای خلوت ودنچ
    شربت نعناو بهار نارنج
    معنب نداره توی عصر((سی دی))
    بزرگی وکوچیکی،ریش سفیدی
    فتنه و دعوا سر نونه مشدی
    دوره آخرالزمونه مشدی
    نوکر مشتی های لوطی صفت
    مخلص آدمای با معرفت
    جون به فدای مردم صمیمی
    معرفت عتیقه و قدیمی
    قدیم ترها قاتله هم صفت داشت
    دزد سرگردنه معرفت داشت
    دزده، زن هارو وارسی نمی کرد
    نگاه به ناموس کسی نمی کرد
    راحتی مردم اهمیت داشت
    آدم تو شهرو کوچه امنیت داشت
    نبود واسه نیل به این مقاصد
    اداره اماکن و مفاسد
    نه عامل تجاوز ومباشر
    نه بوق بوق وچشمک و فلاشر
    نه پارتی،نه دختر فراری
    نه دادگاه و عقد اضطراری
    تو شهری که خلاف،شصت فرمه
    قدم زدن،خودش یه جور جرمه
    خلاصه اون قدر درامه
    که((ایدز))پیش دردمون زکامه!
    قربون گرمابه و عشق و حالش
    قربون دلاکه و مشت و مالش
    اوستا بیا،اخم و اداتنو عشقه
    کیسه و لیف وسنگ پاتو عشقه
    اوستای دلاکی و مرد کاری
    یه چیز می گم، می خوام که ((نه))نیاری
    کیسه به دست و پای عالم بکش
    یه زیر سفت و سخت و محکم بکش
    کیسه بکش تموم سینه هارو
    ببر با کیسه،بغض وکینه هارو
    عالمو از تلخی دردا بشور
    غصه رو ازچهره مردا بشور
    دنیا عجیب وبی در و پیکره
    بپا که شصت پات تو چشمت نره
    عروسکا عاشق پولت می شن
    دولا بشی سوار کولت می شن
    طالب عشق موندگاری عزیز؟
    یه عمره بی خود سرکاری عزیز
    دوباره کار طنزم.ن به غم خورد
    یه دفعه حالم از خودم به هم خورد
    جسارتا شعرم اگه غمگین بود
    به قول خواجه خاطرم حزین بود
    دعا کنین که حالمون خوب بشه
    تا شعرمون یه ریزه مرغوب بشه
    ابولفضل زرویی نصرآباد
    از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ، دیگر هیچ آرزویی ندارم ،
    رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ، دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،
    رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….
    2 کاربر مقابل از Irsa عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. mahdie,MR-엠
    #4 ارسال شده در تاريخ 01-25-2014 در ساعت 07:00 PM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

black، love، red، فقط، فیزیک، فارسی، فرهاد، قلب، قدم، قدیمی، قرآن، قشنگ، كه، لی، لیلی، لبخند، لعنت، من، مه، می، میز، میشود، مگر، ماست، مثل، مجهز، محمود، مرده، نمی، نمره، چه، چهار، چون، چیز، نیست، چیست؟، نیش، چکمه، نکردند، نگاه، نام، نامه، چای، ناب، نارنج، نبود، ندارد، چرا، نسل، چشم، نشسته، نظیر، نظر، همه، همیشه، همراه، همسایه، هوا، هیچ، ها، های، هشتم، وقتی، وارد، واسه، وجود، ورزش، یک، یکی، یاد، یاس، کف، کلمه، کمی، کنم، کنند، کند، که، کیسه، کار، کاری، کباب، کتاب، کرم، کرد، کردم، کرده، کسی، گفت، گندم، گوشی، گذشت، گرفتن، گرفته، گرم، گریه، پله، پنیر، پیاز، پیش، پای، پارک، پرنده، پس، پشت، آفتاب، آنان، آب، آدم، آشنا، الف، امنیت، امام، امتحان، امروز، امسال، انتظار، او، اول، اومدی، ای، این، اینترنتی، اکسیژن، اگه، اگر، اثر، اداری، ادبی، ادبیات، از، اسیدی، استاد، اشک، اضافه، بچه، به، بهار، بوی، بود، بودن، بینی، با، بالا، باد، بازم، باشی، باغچه، بدل، بدون، برای، برخی، بزرگی، بسته، بشه، تنها، تنبل، تهران، تو، توپی، تا، تاریخ، تبدیل، ترشی، جون، جوک، جوان، جام، جان، جای، جاده، جدول، جرات، حل، حنا، حکم، حسن، حساب، حضور، خلاصه، خم، خونه، خواب، خود، خورد، خورشید، خوش، خیال، خیار، خال، خان، خاک، خارج، دل، دلم، دلیل، دمپایی، دنیا، دوم، دود، دوره، دامن، داوود، داد، دادگاه، دارم، داری، داغ، دختر، در، درون، درست، دست، دعا، رفت، رنگ، روی، روزی، روستا، راه، راحتی، زمین، زنگ، زندگی، زود، زیر، زبان، زدن، زده، سفره، سلام، سلامت، سلطان، سنگک، سنبل، سوی، سوار، سینه، سال، سحر، سخت، شمال، شهر، شهری، شوند، شود، شیمی، شیرین، شکل، شکسته، شاعری، شب، شدن، شربت، شعری، شعرا، شغل، صندل، صبح، طنزهای، عالم، عاشقانه، عجیب، عشق، عصر، عطر، غم، غمگین، غریب، غریبه

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0