اطلاعیه مهم: با سلام کاربر گرامی... اگر با یوزر و پسورد هنگام ورود به تاپیک یا صفحاتی که با ادرس tk. شروع می شود، با خطا رو به رو شدین... در نوار ادرس مرورگرتون کلمه tk. را حذف کنید و به جاش com. بزارید و اینتر بزنید و مجدد برای ورود اقدام کنید... با تشکر مدیر کل انجمن
معرفی کتاب "آخرین سفر کشتی خیالی"
برترین مطلب این هفته ی سایت

بزودی

بزودی

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
Like Tree3Likes
  • 3 Post By MR-엠

موضوع: معرفی کتاب "آخرین سفر کشتی خیالی"

  1. MR-엠 آواتار ها
    MR-엠
    معاون کل انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    معاون کل انجمن
    Jan 2014
    1,398
    35,081
    100
    35,081 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% فعالیت
    سه دوستایجاد کننده آلبوم تصاویربیشترین فعالیتبرچسب زن کلاس اولاولین گروه شما
    پایان دهنده گفتگو
    2,059
    تشکر شده 3,381 بار در 1,232 ارسال
    Ghamgin

    معرفی کتاب "آخرین سفر کشتی خیالی"

    [برای مشاهده لینک ثبت نام کنید. ]

    "آخرین سفر کشتی خیالی" نوشته گابریل گارسیا مارکز می باشد.


    این کتاب برگرفته از کتاب داستان غم انگیز و باور نکردنی "
    ارندیرای ساده دل و مادر بزرگ سنگ دلش" می باشد.



    بخشی از این کتاب:


    حالا به همه نشان خواهم داد من کی هستم،

    این را سال ها بعد، با صدای کلفت مردانه اش به خود گفت،

    سال ها پس از آن که برای اولین بار کشتی اقیانوس پیمای عظیم را دید که بدون نور و بدون سر و صدا، یک شب مانند یک ساختمان بزرگ و متروک از مقابل دهکده عبور کرد و طولش از سرتا سر دهکده بیشتر و قدش از بلندترین برج ناقوس کلیسا بلندتر بود و در ظلمت شب به سفر خود به سمت شهر مستعمره ای طرف دیگر خلیج ادامه داد،

    شهری که برای مقابله با دزدان دریایی، مملو از قلعه های جنگی بزرگ بود، با بندر باستانی سیاه پوستان و فانوس دریایی بزرگ که حلقه های نور هولناکش هر پانزده ثانیه یک بار، دهکده را تبدیل به منظره ای از کوه های ماه، با خانه های نورانی و خیابان های آتش فشانی می کرد،

    و گرچه او در آن زمان پسربچه ایی بیش نبود و صدایش هنوز مردانه نشده بود ولی از مادرش اجازه گرفته بود که…


    [برای مشاهده لینک ثبت نام کنید. ]


    mh2012, mahdie and Roja like this.
    نــــــــــــــــپُرسْ اَز نَبْــــــــــــوٌدَنَـمْ



    ایــــــــــْـنْ رِوزْهٰا


    خــــــــــُـودَم


    هـــــــمْ بِـه طــــــَ ــــــرْزِ عَـجِــــــــــیبْی


    مــــــــــــزاحِـم


    ِخُــــــــــوْدَمْ

    هًــــــــــــــــسْتَم


    3 کاربر مقابل از MR-엠 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. mahdie,mh2012,Roja
    #1 ارسال شده در تاريخ 10-09-2014 در ساعت 04:53 AM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی کتاب "صد سال تنهایی"
    توسط MR-엠 در انجمن معرفی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-29-2014, 03:20 AM
  2. دانلود کتاب "صد سال تنهایی"
    توسط MR-엠 در انجمن دانلود
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 09-29-2014, 03:19 AM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-16-2014, 12:00 AM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0