اطلاعیه مهم: با سلام کاربر گرامی... اگر با یوزر و پسورد هنگام ورود به تاپیک یا صفحاتی که با ادرس tk. شروع می شود، با خطا رو به رو شدین... در نوار ادرس مرورگرتون کلمه tk. را حذف کنید و به جاش com. بزارید و اینتر بزنید و مجدد برای ورود اقدام کنید... با تشکر مدیر کل انجمن
«ثریا؛ رویایی که به کابوس مبدل شد»
برترین مطلب این هفته ی سایت

بزودی

بزودی

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
Like Tree3Likes
  • 3 Post By Roja

موضوع: «ثریا؛ رویایی که به کابوس مبدل شد»

  1. Roja آواتار ها
    Roja
    مدیر بازنشسته
    http://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/nrtfq8oe4y3n4ataqsc.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    مدیر بازنشسته
    Feb 2014
    470
    30,125
    100
    30,125 امتیاز ، سطح 100
    0% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 0
    0% فعالیت
    بیشترین فعالیتبرچسب زن کلاس اول1 سال ثبت نام شده25000 امتیاز
    بهترین برچسب زن
    1,812
    تشکر شده 1,441 بار در 470 ارسال
    Khoonsard

    «ثریا؛ رویایی که به کابوس مبدل شد»

    [برای مشاهده لینک ثبت نام کنید. ]




    کتاب «ثریا» (رویایی که به کابوس مبدل شد) - نوشته الکساندر شولر - با همکاری مونیکا کوپفر با ترجمه امیرحسین اکبری شالچی منتشر شد.


    در یادداشت پشت جلد کتاب آمده است: دو سه روز گذشت و از عکس های ثریا در خیابان های تهران هیچ نشانی بر جای نماند.

    کارکنان دولت همه را کنده بودند. یک باره چنان همه چیز رنگ دیگر گرفت که گویی شهبانوی جوان، هرگز هستی نداشته است! همان روز، مردی پیر و بیمار هم به خانه برگشت.

    شاه مهربانی کرده بود و از کیفر زندان دکتر محمد مصدق گذشته بود. این اندیشمند برجسته باید چند ماه – شاید هم چند سال – زیر نگاه و بین نگهبانان، همچنان به کبوترهایش می رسید.

    دیگر نمی توانست هیچ خطری برای شاه داشته باشد.
    همه می دانستند مصدق را در کجا می توان پیدا کرد.

    یک نقاشی رنگ روغنی را لای چاپ ظریف و کهنه ای از غزلیات سعدی یافت. آن را پس از نخستین دیدار خود با ثریا کشیده بود. اینک نگاه مهرآمیزی به آن می انداخت و با شکیبایی روی دیوار کتابخانه جایی درخور برای آن می جست.

    هنگامی که جای شایسته ای را تعیین کرد، چند پونز از کشوی میز تحریر بیرون آورد و نقاشی بی قاب را به دیوار زد.

    دکتر مصدق یک گام به واپس گذاشت، نه، کج نبود.
    رو به ثریای روی دیوار گفت: علیاحضرت می دانید چه شده؟ در این میانه همه عکس های شما را از خیابانها کنده اند.

    پس ثریای ارجمند، اجازه بفرمایید من خود را مانند همان روز نخست همچنان آشوبگر بنامم - هر چند این شاید واپسین روز زندگی ام باشد!».
    کتاب ثریا در 328 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قیمت 15000 تومان در نشر روزگار به چاپ رسیده است.

    منبع:ایسنا
    mh2012, MR-엠 and hamidh2s like this.
    3 کاربر مقابل از Roja عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. hamidh2s,mh2012,MR-엠
    #1 ارسال شده در تاريخ 10-12-2014 در ساعت 09:54 PM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0