اطلاعیه مهم: با سلام کاربر گرامی... اگر با یوزر و پسورد هنگام ورود به تاپیک یا صفحاتی که با ادرس tk. شروع می شود، با خطا رو به رو شدین... در نوار ادرس مرورگرتون کلمه tk. را حذف کنید و به جاش com. بزارید و اینتر بزنید و مجدد برای ورود اقدام کنید... با تشکر مدیر کل انجمن
برای ناصر ملک مطیعی که "چله " افتاد به حضور شب چله اش / و... من، خجالت کشیدم
برترین مطلب این هفته ی سایت

بزودی

بزودی

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
Like Tree1Likes
  • 1 Post By 31nama

موضوع: برای ناصر ملک مطیعی که "چله " افتاد به حضور شب چله اش / و... من، خجالت کشیدم

  1. 31nama آواتار ها
    31nama
    کاربر انجمن
    http://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.pnghttp://up.vbiran.ir/images/x8yx5wzjnfalz1ga8oa8.png
    کاربر انجمن
    Oct 2017
    1
    267
    5
    267 امتیاز ، سطح 5
    34% کامل شده  امتیاز لازم برای سطع بعدی 33
    0% فعالیت
    برچسب زن کلاس اول3 ماه ثبت نام شده250 امتیاز
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    برای ناصر ملک مطیعی که "چله " افتاد به حضور شب چله اش / و... من، خجالت کشیدم


    هما گویا (سی و یک نما ) – جنجالی بود این روزها برای دو برنامه که با "عصا" رفتید و ضبط کردید و پخش نشد.باور کنید که من خجالت کشیدم.این وسط یکی هم نبود تا بگوید که "من" چه کاره هستم که خجالت بکشم آخه!!! اما من خجالت می کشیدم از چشمهای خسته تان ، از چروک های صورتان و از عصای دستان خجالت می کشیدم.


    یاد بهانه تان برای سکانس های فیلم نقش نگار می افتادم برای از ته دل گریه کردن که به نظرم گریه ای چهل ساله بود. اینکه بعد از چهل سال رو به روی مردم در مدیوم توانمندی چون تلویزیون قرار بگیری یا نگیری اصلا مهم نبود. هیچکس چهل سال عمر رفته را به شما پس نخواهد داد. مهم اینکه با شما و در این سن بازی کردند....ومن خجالت کشیدم...نمی دانم چرا من خجالت می کشم آن هم وسط تلنگر زلزله. تلنگری که می گوید زندگی گاه به 15 ثانیه بند است.

    بچه که نیستیم آقای ملک مطیعی! تا چراغ شبزی نباشد یکباره دو شبکه با رایزنی ها روادید نمی دهند تا شما در دو برنامه تلویزیونی حضور داشته باشید . پس یقینا هر اتفاقی افتاده بعد از گذر از مدیران سازمان افتاده است. این بد است که همه چیزمان این روزها متولی دارد.
    شما قلم خوبی دارید و خوب هم حرف میزنید. بر عکس خیلی از بازیگران فیلم فارسی قبل از انقلاب در حرف زدن غلط املایی و انشایی هم ندارید، پس چرا سکوت کرده اید؟
    اعاده حیثیت کنید. این نامه های سرگشاده که این روزها حق و نا حق روی خروجی رسانه هاست را برای همین گذاشتند.لااقل شما ، به جا از آن وام بگیرید.
    شب یلدا تلفنتان را گرفتم و البته تلفن پسرتان را. جواب ندادید. البته ترجیحم این بود با خودتان صحبت کنم. آقای امیرعلی، خیلی قابل انعطاف است و ملاحظه کارو گرنه سکوت نمی کرد.باید مشاور سختگیر تری هم داشته باشید به نظرم.ببخشید!شوخی کردم.

    یادتان می آید ، زمان اکران فیلم "نقش نگار" که گر چه علی عطشانی خیلی ازشما بازی نگرفته بود اما فیلم ، فیلم بدی نبود(لااقل قصه اش بد نبود. بهرام رادان هم اصلا کم فروشی نکرده بود).همان موقع هم جنجال شده بود که من با شما تماس گرفتم. باز هم پسرتان اصرار داشت که گوشی را به شما ندهد و من با دلیل و برهان قانعش کردم. با هم صحبت کردیم. وسط جاده شمال بودید. می گفتید: "می خوام بروم شمال چند روز". گفتم:" می خواید نفس بکشید؟". گفتید : "گاهی می خوام فریاد بکشم و شمال جای خوبی است برای فریاد کشیدن". گفتم :"چند سالی هست برای گفتگو بازنشسته کردم خودم را، اما می خواهم با شما گفتگو کنم". گفتید که گفتگوی این دوره را بلد نیستید. گفتید حرف زدن این دوره خیلی سخت شده. انگار فرهنگ لغت عوض شده. انگار کلمات یه معنای دیگری میدهند. گفتید که من دیگه یادم رفته چه حرف هایی رو میشود زد و چه حرف هایی رو نمیشود زد. می ترسم حرف نادرستی بزنم. گفتم که من حواسم هست اما اگر خیالتون ناراحت است میشود گفتگو دونفره نباشه. گر چه دو نفره هم نمیشد چرا که پسرتان حتما با نگرانی حضور داشتند و حرف های هر دوی ما را سانسور می کنند. (خدا حفظش کند چه خوب که شما با وجود او خیالتان چمع است.) بالاخره تصمیم گرفتیم که به خواسته شما، علی عطشانی هم باشد، قرارمان شد بعد از برگشتن شما از شمال. برگشتید اما کسالت داشتید وبستری شدید و این گفتگو شامل مرور زمان شد با مسافرت خارج از کشور علی عطشانی.
    اما همین گفتگوی سه دقیقه من با شما که می رفتید در شمال کشور فریاد بزنید هرگز از یادم نرفته است. سر در گمی که نمی دانستید که بازی بعدی با شما چیست. سر در گم بودید . سر در گمی که این روزها به اوج رسید.
    حالا ...و با این اتفاق که چله افتاد به شب چله تصویرتان در تلویزیون، می دانید چه شد؟ من خجالت کشیدم اما مگه من چکاره هستم!!!چرا من خجالت می کشم!؟
    ویرایش توسط mh2012 : 01-08-2018 در ساعت 08:55 AM دلیل: حذف لینک
    mh2012 این را میپسندد.
    نقد فیلم
    کاربر مقابل از 31nama عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: mh2012
    #1 ارسال شده در تاريخ 01-07-2018 در ساعت 04:32 PM

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

، فیلم، فارسی، فریاد، قلم، قابل، قبل، قرار، قصه، ملک، من،، مهم، می، میدهند، میشود، مدیران، مردم، معرفی، نفس، نقد، نقش، نمی، نما، چند، چه، چهل، چون، ناراحت، نبود، نخواهد، چروک، چرا، همه، همین، هیچکس، هایی، هاست، هر، وجود، یلدا، یک، یکی، کلمات، کم، کنم، کنند، کنید، کند، که، کردم، کردن، کردند، کرده، کشور، گفتگو، گوشی، گاهی، گریه، گزارش، پخش، پس، آن، آید، افتاده، اما، انقلاب، انعطاف، این، اینکه، اکران، اگر، اتفاقی، از، است، اش، به، بهانه، بود، بودید، با، باور، باید، بازی، بازیگران، باشید، بد، بدی، برنامه، برای، بزنید، بعد، بعدی، تلویزیون، تلویزیونی، تماس، تان، تری، تصویری، جنجالی، جواب، جای، جاده، حق، حتما، حرف، حضور، خوبی، خودتان، خیلی، خارج، خدا، دقیقه، دل، دلیل، دهند، دو، دوره، دانید، دانستید، داد، دارید، دارد، داشته، در، روی، رسید، زلزله، زندگی، زدن، سن، سه، سی، سکوت، سکانس، ساله، سازمان، سریال، شما، شمال، شوخی، شب، شبکه، شده، شد؟، عمر، عوض، عکس، عصای

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran


Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0